عشق
اولین عشق به یک پسر
بودا به دهی سفر کرد زنی که مجذوب سخنان او شده بود از او خواست که مهمان او باشد بودا پزیرفت و مهیای رفتن به خانه ی او شد. کد خدای دهکده هراسان خود را به او رسانید و گفت:این زن هرزه است به خانه ی او نروید. بودا به کد خدا گفت:یکی از دستانت را به من بده!کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دست بودا گذاشت.ان گاه بودا گفت:حالا کف بزن!! کد خدا بیشتر تعجب کرد و گفت:هیچ کس نمی تواند با یک دست کف بزند. بودا لبخندی زد و گفت:هیچ زنی نیز نمی تواند بد و هرزه باشد بنابراین مردان و پول هایشان است که این زنان را بد و هرزه ساخته است!!!!!111
نظرات شما عزیزان:
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید Archivesفروردين 1392مهر 1391 تير 1391 خرداد 1391 ارديبهشت 1391 فروردين 1391 اسفند 1390 آذر 1390 AuthorsمژدهLinks
عشقی
LinkDump
کیت اگزوز ریموت دار برقی Categories |